حكيم ابوالقاسم فردوسى

1077

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

چنين گفت با شاه بيدار مرد * كه اى برتر از گنبد لاژورد پرستيدن شهريار زمين * نجويد خردمند جز راه دين نبايد بفرمان شاهان درنگ * نبايد كه باشد دل شاه تنگ هر آن كس كه بر پادشا دشمنست * روانش پرستار آهرمنست دلى كو ندارد تن شاه دوست * نبايد كه باشد ورا مغز و پوست چنان دان كه آرام گيتيست شاه * چو نيكى كنيم او دهد دستگاه بنيك و بد او را بود دست رس * نيازد بكين و بآزرم كس تو مپسند فرزند را جاى اوى * چو جان دار در دل همه راى اوى بشهرى كه هست اندر و مهر شاه * نيابد نياز اندران بوم راه بدى از تو از فرّ او بگذرد * كه بختش همه نيكويى پرورد جهان را دل از شاه خندان بود * كه بر چهر او فرّ يزدان بود چو از نعمتش بهره يا بى بكوش * كه دارى هميشه بفرمانش گوش بانديشه گر سر بپيچى ازوى * نبيند بنيكى ترا بخت روى چو نزديك دارد مشو بر منش * و گر دور گردى مشو بد كنش پرستنده گر يابد از شاه رنج * نگه كن كه با رنج نامست و گنج نبايد كه سير آيد از كار كرد * همان تيز گردد ز گفتار سرد اگر گشن شد بنده را دستگاه * بفرّ و بنام جهاندار شاه گر از ده يكى باژ خواهد رواست * چنان رفت بايد كه او را هواست گرامى تر آن كس بود نزد شاه * كه چون گشن بيند و را دستگاه ز بهرى كه او را سرايد ز گنج * نماند كه باشد به دو درد و رنج ز يزدان بود انك ماند سپاس * كند آفرين مرد يزدان شناس و ديگر كه اندر دلش راز شاه * بدارد نگويد بخورشيد و ماه بفرمان شاه آنك سستى كند * همى از تن خويش مستى كند نكوهيده باشد گل آن درخت * كه نپراكند بار بر تاج و تخت ز كسهاى او پيش او بد مگوى * كه كمتر كنى نزد او آبروى و گر پرسدت هرچ دانى نگوى * ببسيار گفتن مبر آبروى هر آن كس كه بسيار گويد دروغ * بنزديك شاهان نگيرد فروغ سخن كان نه اندر خورد با خرد * بكوشد كه بر پادشا نشمرد فزونست زان دانش اندر جهان * كه بشنيد گوش آشكار و نهان كسى را كه شاه جهان خوار كرد * بماند هميشه روان پر ز درد همان در جهان ارجمند آن بود * كه با او لب شاه خندان بود چو بنوازدت شاه كشّى مكن * اگر چه پرستنده باشى كهن كه هر چند گردد پرستش دراز * چنان دان كه هست او ز تو بىنياز اگر با تو گردد ز چيزى دژم * بپوزش گراى و مزن هيچ دم اگر پرورد ديگرى را همان * پرستار باشد چو تو بىگمان و گر نيستت آگهى زان گناه * برهنه دلت را ببر نزد شاه و گر هيچ تاب اندر آرى بدل * به دو روى منماى و پى بر گسل